تبليغاتX
کامپلکس خرچنگ و سس مایونز - دلم
 
 
 

دلم می خواد یه جایی زندگی کنم که همش بارون بیاد از اول زندگی تا آخرش  دلم یه صورت اخمو می خواد یه صورتی که الکی واسه دلخوش کنک بهت لبخند نزنه  دلم یکی رو می خواد که بهم یادبده چه جوری زندگی کنم که چه جوری همه زندگیم رو پر کنم از نشونه های زنده بودن   یکی که بهم بگه کدوم افسانه های قدیمیه گوشه های ذهنم  افسانه بودن  و کدوم راس راسی ؟  دلم می خواد برم یه جایی که بشه تازه همه چی رو از نو شروع کرد بی دغدغه چی بودیم و چی شد  دلم رفتن می خواد نبودن می خواد گم شدن می خواد  دلم هوای بارون بهاری کرده یا شایدم بارون پاییزی  یه گوشه دنج که توش هیچی نباشه جز یه کتاب و یه  کم نور و یه فنجون قهوه یه پنجره باز رو به یه منظره سبز سبز با صدای آواز چند تا پرنده که راحتن از زندگی کردن به سبک ما آدما  که بی خیالن از دیروز و امروز و فرداشون که هرجا دلشون می خواد می رن بی برنامه و بی فکر جا و آب و دون  که فقط به رفتن فکر می کنن دلم یه آدم مثل خودم می خواد مثل سیبی که از وسط با من نصف شده باشه دلم راحتی می خواد آسایش می خواد آسودگی می خواد

  نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط مهتاب مفخم  | 
Blogroll Me!