تبليغاتX
کامپلکس خرچنگ و سس مایونز
 
 
 

دوست ندارم در جشنواره هرزه گردیهای چشمانت کودک غمگین دلم را با بادکنکهای رنگی گول بزنم

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط مهتاب مفخم  | 

 

- آقا من هروقت یه مشکل و مسئله مسخره برام پیش میاد بد جور به پای خدا و این حرفا می افتم ولی واسه غم و غصه های گنده نه ! اصلاً به  تنها کسی که رو نمی ندازم خداست؟ مثل همین الان که با این همه بدبختی غصه ام شده که اگه نشه این موادی رو که واسه پروژه سفارش دادم بگیریم خیلی ضایه میشم. خدایا خودت یه کاری کن .

 

- پریروزا با یکی از دوستان از کلاس بر می گشتیم دو تا جوجه اوسگول داشتن زیادی پشت سرمون ورور می کردن .یه جایی دیدم اصلاً نمی فهمم دوستم چی میگه بس که اینا زر می زدن .داد زدم بیا برو گم شو بینیم بابا ! اوسگول! بیچاره یه لحظه کوپ کرد.وقتی به خودش اومد گفت : الهی خیر از جوونیت نبینی که به من می گی اوسگول!!!!!!!!!!!!!!

 

- در راستای همین که هرچی اوسگوله این روزا به تور ما می خوره، یه مدتیه سه چهار تا مزاحم تلفنی اونم چی ؟ همه از دم اوسگول خوردن به تورم .یارو از صبح که پا میشه sms های عاشقانه است که ردیف میکنه کر کر خنده. توجه بفرمایید:

 

*الهي بميرم تا سياهپوشت كنم نه آنكه بمانم و فراموشت كنم

* اگریه روزفروختمت ناراحت نشومن آدم فروش نیستم گل فروشم

* بچه ها شوخى شوخى به گنجشكا سنگ مى زدن ولى گنجشكا جدى جدى مى مردن. آدمها شوخى شوخى به هم زخم زبون مى زدن ولى دلها جدى جدى مى شكستن. تو به شوخى شوخى لبخند زدى ولى من جدى جدى عاشق شدم. حالا نمى خواى شوخى شوخى به اينكه من جدى جدى دوستت دارم فكر بكنى ؟

* خداياكسي راباكسي آشنامكن اگرهم كردي ازهم جدامكن)دوست دارشمام (

* به حساب بانكي شما ميليونها بوسه عشق واريز كردم شما ميتوانيد به طور شبانه روز از طريق مهر كارت برداشت نماييد

* دوست داشتم شمع باشم كه تا صبح برات بسوزم ولي اديسون نامردبرق رو اختراع کرد

* ازشركت گازمزاحمتون مي شم خواستم ببينم ميشه يه گاز ازلوپتون بگيرم

 

 

 در راستای همين اوسگول و اينا تو مطب دندونپزشکی یه اوسگول دیگه برگشته به من میگه خانوم میشه یه شماره ازتون داشته باشم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لابد تو دهات اینا دخترا شماره می دن خوب !

 

-این جمله نغز رو از من داشته باشید : آی که ما زنا هرچی می کشیم از اینه که از هرچیز به مختصرش راضی هستیم .

 

-آقا به من ربطی نداره ها ، یعنی حوصله ندارم فحش و بکشم به جون این بی پدر مادرا ، ولی شنیدم تخم مرغ دونه ای صد و پنجاه تومنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

-سرخی تو از من  سپیده شاملو از اون سبک نوشتنایی که من دوست دارم خیلی . خوشمان آمد.

 

- چرا انقدر وبلاگایی که یه کم درس زندگی به آدم  بدن کمه .مردیم انقدر از غم و غصه هامون خوندیم و نوشتیم.

 

-یه شرکت واسطه که تو این اوضاع تحریم ایران داره مواد  های تک وارد میکنه امروز قیمت یه قلم جنس رو به من گفت سه میلیون تومن . منم گفتم نه اینجا با این قیمت موافقت نمی کنه یه ربع بعد زنگ زده میگه یک و هفتصد و پنجاه .نکنین برادرا  ! نکنین .حالا مجموعه ما که دولتیه اگه یه دانشجو بدبخت بخواد بخره که واویلا میشه .ولی اصولاً انرژی هسته ای حق مسلم ماست واسه ماها که تو کار تحقیق و ساختیم حسابی داره معنی پیدا میکنه .به این ترتیب که هیچ کی و هیچ کشوری به ما مواد نمی فروشه. به قول این آقاهه همه دورمون یه خیط قرمز کشیدن .

 

 

-  حمیدر ضا ی علاقه بند ! حکم کیمیایی بیرون نیومده هنوز ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 10:9 بعد از ظهر  توسط مهتاب مفخم  | 
 

جان من ! بی خود دست و پا می زنی این همه

من و تو مثل همان دوخط موازی کلیشه ای هیچ وقت به هم نمی رسیم

دلتنگی و اشک و یادی با یک بغل غم

جز زوال ثانیه های من و تو

هیچ ندارد برایمان

خود کرده را اگر تدبیر بود و آبروی رفته را اگر می شد دوباره جمع کرد

امروز من و تو این نبود جانم!

بیا با هم یک قرار بگذاریم و شروع نشده همه چیز را تمام کنیم

تمام تمام

بی وسوسه هیچ شروع دیگری

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 7:54 بعد از ظهر  توسط مهتاب مفخم  | 
Blogroll Me!