الان وقت وادادن زندگی نیست دختر جان .وقت وادادن داشته هایت نیست.بچسب همه را .باید این روزها تصمیمات مهمی برای زندگیت بگیری . بی خودی سر تکان دادن و از زمانه شکایت کردن فاید ه ای ندارد.باید چاره ای بیندیشی .یا رومی روم یا زنگی زنگ .بلاتکلیفی موقوف دختر.
پ.ن ۱ : در جمله مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد کلمه گرامی بد جور توی ذوق می زند .انگار دارد به ریش آدم می خندد این کلمه .اوسگول کلمه مناسبتری بود به این ترتیب:
مشترک اوسگول دسترسی به این سایت امکانپذیر نمی باشد
خدایا انگار بدنم از غم زیاد آبسه کرده . یه دون دونای قرمز تو همین دو سه ساعتی که بغضم رو نگه داشتم رو پوست دستم زده که تا حالا سابقه نداشته . انگار بغضم اینجوری خودش رو نشون داده .براش پیام فرستادم که: همینجا تمومش کنیم. گفت :هر جور تو راحتی !! به همین راحتی همه زر مفتایی که زده بود از یادش رفت .دوستش داشتم و اِلا دلم اینطور نمی سوخت.لعنتی چرا گفتی دوستم داری ؟ من رو به خودت عادت دادی و بعد گفتی : هر جور تو راحتی . هر جور تو راحتی هزار تا معنی داره :
۱- از اول دوستم نداشتی
۲-خانواده ات از ابتدا مخالف بوده اند
۳-در همه این مدت دروغ گفته ای
۴-به درد یه عمر زندگی نمی خوری
۵- سر کارم گذاشته بودی
۶-............
........
آقايونای محترم !
به جون مادرتون ، به جون خودتون ، نه اصلاً به جون خودمون (ما دخترا ) ،لازم نيست همه چيز رو هم به ما بگين .انقدر شعور داشته باشين كه بعضی چیزا رو هم نياين بذارين كف دست ما . باشه؟
۱-از آخرین باری که عاشق یه بازیگر بودم زمان زیادی می گذره.من یک زمانی عاشق محمود دینی تو سریال آینه عبرت بودم . سریال رو یادتون میاد ؟دیگه از اون موقع تا به حال نه ، تقریباً یادم نمیاد مورد دیگه ای رو .اما حالا دوباره دارم عاشق یه بازیگر دیگه میشم . اگه گفتین کیه ؟ خانوما آقایونا معرفی می کنم : فرهاد اصلانی .عاشق که نه ،دیگه از من گذشته ولی باور می کنید برای دیدن بازیش لحظه شماری می کنم .به نظر من بازی فوق العاده ای داره ، نه ؟
۲-هنوز هم به وجود کسی و آفریننده ای با قدرت ماورایی اعتقاد دارم .می دونم که هست و می شه باهاش درد دل کرد.اما به جد مطمئنم که بعد از درد دلهام ،شونه هاش رو بالا میندازه و میگه متأسفم کاری از دست من بر نمیاد که برات انجام بدم. مسئولیت هیچ چیز رو هم به عهده نمیگیره .خدای اینجوری رو بیشتر دوست دارم تا خدایی رو که هی بخوام برای بی عدالتیهاش دلیل های مسخره و تکراری این مذهبیهای خوش خیال و خرافاتی رو بشنوم. فقط میمونه یه سؤال: این خدای اینجوری وقتی ما عین خر تو هچل گیر میکنیم دلش برای ما نمیسوزه؟ با خودش نمیگه : بابا اینجوری که تک و تنها نمیشه؟
۳-شهرنوش پارسی پورخاطرات خاندانش و خودش رو در رادیو زمانه میذاره .خیلی دوست دارم نوشته هاش رو . از اون دست خاطراتی که با رگه هایی از طنز آمیخته است و آدم رو معتاد به خودش می کنه .
۴-آقا من یه مشکلی دارم اونم اینه که زود جو محیط من رو میگیره .مخصوصاً اگه پای ژست های اخلاقی و این چیزا به میون بیاد .فضای احساساتی که دیگه نگو خوراکمه .چند روز پیش رئیسم برای حل و فصل اختلافات پیش اومده بین همکارا همه رو جمع کرده بود و ازشون خواست مشکلاتشون رو و عصبانیتهاشون رو همین جا خالی کنن و برن .دعواها و بلواها شروع شد .چند نفر به خود رئیس بیچاره توپیدن خدا میدونه .من با اینکه از همشون کم سن و سال تر بودم شروع کردم به نصیحت . بالای منبری رفتم که بیا و ببین. می گم که وقتی احساساتی میشم دیگه جو بشر دوستی می گیرتم و اگه ولم کنن کسی رو که تا دو دقیقه پیش می خواستم خفه کنم در اون موقع خاص بغل هم میتونم بکنم. والا.
۵- دیگه تموم شد . زیاده عرضی نیست .
احساس می کنم زندگی کردن سخت ترین کار دنیاست .احساس می کنم تا برای همیشه شکستن فاصله زیادی ندارم حالا دیگر یک حادثه تلخ کافیست تا همه زندگی من را نابود کند .چه می گفتند؟ آستانه تحمل ؟ بله .آستانه تحملم بسیار پایین آمده .من به آخر خط رسیده ام و متعجبم که که تا همین حالا چه چیز مرا سر پا نگه داشته است. دیگر تحمل تکرارهای مزخرف زندگیم را ندارم و کجاست توانی برای آفریدن امید و عشق ؟ من بیمارم نه؟ همیشه بغض دارم .همیشه دلهره به هم ریختن همین آرامش آشفته زندگیم را دارم. بیرونم مردم را کشته و درونم خودم را. آن نیمه بیرونم شاید تا به حال مرا زنده نگه داشته . بله ! همین طور است .اما انگار درونم دارد بیرونم را می آلاید به گوشه گیری وکم حرفی .هی ! پس از این به بعد بیرونم هم کسی را نمی کشد .می شود اوج بدبختی نه ؟ خیالی نیست .بیرون بی درون را برای چه می خواهم !
در راستای پخش فیلم راز از شبکه چهار مملکتمان :
من الان به همه آرزوهام رسیدم .اصلاً هم کاری ندارم که دارم تو چه مملکت بی درو پیکری زندگی می کنم باشه ؟
اینگونه می شود که در آستانه سومین دهه زندگی خودت را بهترین طبیب و آخرین طبیب خودت می دانی .نه حوصله داری منتظر کسی باشی ،نه کسی را لایق تر از خودت برای خودت می یابی ، نه حوصله داری عاشق کسی بشوی ، نه حوصله داری به کسی فکر کنی و نه حوصله داری پای بی قراریهای عاشقانه بمانی.حتی حوصله اثبات خودت به دیگری را نداری .خوش باوری و خیال بهترین را در سر پروراندن دیگر از عهده من ساخته نیست . این من دیگر آن دختر خستگی ناپذیر نیست . من خسته ام .حوصله خودم را ندارم چه برسد به تو .از من انتظار نداشته باش دنبال تو باشم .من سالهاست از پی هیچ کس روان نشده ام .فقط همینجا بگویم اگر آمدی و دست رد به سینه ات زدم از من اندوهگین نشو .من برای موش و گربه بازی خیلی خسته ام .از من انتظار بیهوده ای داری جوان .خدا روزیت را جای دیگری حواله کند . برو خوش باش .
تو که این روزها ادعا می کنی همیشه هوای من را داشته ای ! به هر حال هرچه نباشد یک زمانی من من را ، همین منی که هستم نه آن منی که می خواهم باشم را شکسته ای . یادت هست ؟ حالا هی خودم را به کوچه علی چپ بزنم که اتفاق خاصی نبوده یا لااقل اتفاقیست که بدترش نصیب خیلیها شده ، با منم چه کنم ؟ منی که تا ابد سرکوفت می زندم برای ویران شدنش . این من که عوض نمی شود می شود؟
فکر کن ! ماشینت و دم در پارک کردی بعد یکی میاد در می زنه میگه :خانوم ماشینتون پر بچه است.می ری میبینی بله! هفت هشتا برو بکس جقله ریختن تو ماشین دارن حالش و میبرن .بیاین پایین بینیم بابا !
پ.ن ۱ :حضور محترم همه عزیزانی که این سوال براشون پیش اومده که : آخه چه جوری ؟عارضم که شیشه های ماشینم سولاخ نیست .یادم رفته بود در ماشین رو قفل کنم و بدین ترتیب موجبات سورپرایز کردن کودکانی که هوس بالا پایین پریدن روی صندلیهای نرم را فرموده بودند فراهم آوردم.
قبول بفرمایید که نسل جدید بازیگران مرد سینمای ایران چیز دندانگیری نیستند .امثال : بهرام رادان ، محمد رضا گلزار ، شهاب حسینی، حمید گودرزی ، پوریا پورسرخ ،کامبیز دیرباز و ....اما باز هم قبول بفرمایید که نسل جدید بازیگران زن سینمای مملکتمان استعدادهای فوق العاده ای دارند: گلشیفته فراهانی، باران کوثری ، ترانه علیدوستی ، روناک یونسی ،نگار فروزنده .
هی ! کجایی رضا ی کیانیان ، آتیلا ی پسیانی که ما را از شر این بی استعدادها برهانید .
پ.ن ۱: از دست یکی عصبانیم ،انقدر که اگه الان جلو دستم بود خفه اش می کردم .وای به حالش اگه بفهمم منو سر کار گذاشته .دمار از روزگارش در میارم .آخه تو فسقلی با احساسات من بازی می کنی؟یه کم دیگه صبر کنی بهت می گم یه من ماست چقدر کره داره جانم.
آیا می شود با کاشتن لامپهای سبز رنگ "هاله دار "بر روی مقبره کسی او را تا مدتها پس از مرگش همچنان مقدس و روحانی جلوه داد
الف :بله ، چرا که تاکنون با اجرای این طرح در مورد آیت الله خمینی موفق شده اند وی را در اذهان بسیاری از مردم هنوز که هنوزه معصوم جلوه دهند
ب :بله ، ولی بعید می دانم تا ابد بتوانند با این بازیها ملت را خر کنند
ج : گزینه خیر نداریم
این پست مریم مهتدی را بخوانید حتماً
۱- مریم جان من و قتی پشت رولم کافیه یه خطایی از یه راننده ی مرد ببینم ،فحش و بدو بیراهه که نثارش می کنم .به قول معروف طرف رو جر می دم و میشورم میذارمش کنار .از کجا معلوم شاید همه گیر شدن این کار در دراز مدت جواب بده .اگه نامردای آشغالی مثل این طرف آدم شدن که فبها ،نشدن حد اقل دلمون که خنک میشه .واقعاً می گم تو هم امتحان کن .آی می چسبه .لا اقل دیگه مثل الان تو از اینکه کاری از دستم بر نیومده خودم رو سرزنش نمی کنم.فحش داده ، خورده . نوش جونش .فحش هم نداده ،مقصر هم نباشه بازم فحش بخوره نوش جونش .تلافیه همه فحش هایی که تو خونه به خواهر ومادرش نثار کرده میشه.
۲- آشغالایی که وایسادن و نگاه کردن هم دست کمی از اون وحشی ندارن .اینا همه غیرت اسلامی و مهرورزی دینی نتیجه حکومت سی ساله ی آخوند هاس .نتیجه سی سال آموزه های دینی رو به طور مداوم در گوش مردم ،در تلوزیون و رادیو و کتابها و مدرسه و دانشگاه و سینما زمزمه کردنه.حکومت دینی که نتیجه ی سی سال آموزش فرامین دینیش این باشد باید به هیکلش رید .
۳- خواهری برای دلداری مریم کامنت گذاشته بود که "این مردا همینجورین و ......." هاها ! جون مادرت عزیزم اینجوری دلداری نده که بیشتر تنمون رو می لرزونی .شما یکی یه مدتی هوای هم جنسهات رو نداشته باش لطفاً ، بقیه اش حله یه کاریش می کنیم خودمون.
پ.ن ۱ : اینجا رو روزا فیلتر می کنن ،شبها رؤیت برای عموم مردم آزاده .بازم خدا پدرشون و بیامرزه به قول معروف.می گم ما که اینجا چیزی نمی نویسیم اینجوری فیلترمون می کنن اگه از کلماتی نظیر
س ک س اینجا استفاده می کردم لابد آی اس پی مربوطه منفجر می شد.
پ.ن ۲ : در پاسخ به کامنت حمیدرضا
حمید رضای علاقه بند ! برادرم ! در هیچ کجای دنیا این همه ادعای اخلاق اسلامی و بنا نهادن تمام ابعاد زندگی انسانها از خوردن و خوابیدن تا مردن و کفن و دفن بر اساس مذهب و دین ـ آن هم به زور و اجبار و نه به اختیار ـ توسط حکومت وجود ندارد.در هیچ کجای دنیا این قدر روی اخلاق اسلامی که یکی از مهمترین آموزه هایش دفاع از مظلوم است تأکید نمی شود.بالاخره این همه ادعا یک جایی باید جواب بدهد یا نه؟ یا لااقل مردم اگر بهتر نشدند بدتر نشوند ، ها؟ اگر کار این نظام دینی که من را به ضد آن بودن متهم می کنی و خود من به آن مفتخرم ، درست بود که این همه آدم مثل بز سرشان را پایین نمی انداختند و تماشا نمی کردند .چرا که امام علی -امام همین به ظاهر دینداران - در دفاع از مظلوم و خلخال پای زن و این حرفها بسیار سخن گفته.پس کو ؟مشکل من ادعاهای مفت اینهاست برادر. سی سال حکومت اجباری دین و سیاست دینی کم کم گندش در می آید .این همه تازه از نتایج سحر است باش تا.........
پ.ن ۲ :باز هم به حمید رضا در پاسخ به کامنت دومش (اینها را اینجا می نویسم که موضعم روشنتر شود)
دوست خوبم! آن دو چیز امیدوارم دین و مذهب و این حرفها نباشه که من حرفم رو قبلاً زدم .در غیر این صورت اگه بحث استقلال و پست کلنیال بودن و این حرفهاست ، آیا استقلال اکثر کشورهای اروپایی و حتی آسیایی با حکومت دینی به دست اومده؟ ول کن این پست کلنیال بودن رو ، این سیاست به درد ما نخورده . چرا ! برای بلند پروازی و ماجراجویی تو و دوستانت خوبه ولی خودت داری می بینی ،این مملکت داغونه ،داغون .هیچ چیز سر جای خودش نیست.مردم رفاه ندارند که هیچ، بدبختند. کمی هم فکر شکم گرسنه کودکان مملکتت باش . یا می خواهی همه اینها فدای یک لحظه احساس بلند پروازی و غرور کاذب شما شوند.حالا یکی دو نفر هم اومدن و در برابر تهاجم دشمن مثل اونچه که تو ادعا می کنی سینه سپر کردن ،مردمی که انقدر بی غیرت و لاقید شدن که از بین یک جمع پنجاه ـ شصت نفری یه کدومشون جلو نرفته از اون نامرد بپرسه تو چه غلطی داری می کنی؟ چطوری می خوان مثل همت و امثال اون از این مملکت دفاع کنن؟ حالا باید فرق آن جوونای غیرتمند دهه پنجاه با با جوونای دهه هشتاد رو خوب فهمیده باشی . چشمات رو باز کن پسر این عصر عصر بلند پروازی نیست .عصر سیاست ورزیه . با این همه من هم می تونم طرفدار پرو پا قرص پست کلنیال بودن ایران باشم به شرطی که همه چیزم در داخل مملکت درست و ایده آل باشه.با حکومت دینی هیچ چیز درست نمی شه هیچ چیز.اصلاً پست کلنیال بودن با حکومت دینی در تضاد است . عزت زیاد .
وقتي در اوج دوست داشتن كسي ، كس ديگري وارد زندگيت مي شود ،بعد از يك روز احساس مي كني حالت از هردويشان و يك كم بيشتراز آنكه قديمي تر بوده به هم مي خورد .من اسم اين را اوج ابتذال مي گذارم .
پ.ن ۱ :وارد بحث سياسي شدن با بعضيها آدم را از زندگي حسابي نا اميد مي كند. هيچ چيز بهتر نمي شود هيچ چيز. ميدانم.
پ.ن ۲ :چقدر این فضای مجازی رو دوست دارم .آرومم میکنه .وقتی نوشته های وبلاگهای مورد علاقه ام رو می خونم آروم میشم .مثل نشستن کنار دوستی که حتی اگه حرف هم با هم نزنیم آرام می شیم بس که همدیگه رو می فهمیم.
خرمشهر را همان جوانانی آزاد کردند که داوطلبانه برای باز کردن معبر بر روی مینها رفتند .خرمشهر را تاکتیکهای نداشته شما آزاد نکرد ،شما کجا تاکتیک و فرماندهی بلد بودید ؟! هرچه بود دلاوری فرزندان این آب و خاک بود .انقدر دم از درایت خمینی و رهبری الهی او نزنید .در جماران نشستن و اُرد دادن که از هر ننه قمری بر می آید.خرمشهر را خدا آزاد نکرد .همین دهها هزار جوانی که سالهاست زیر خروارها خاک خفته اند این شکوه را آفریدند.
ما را آفريد و تنها رهايمان كرد با همه سختيها در اين دنيا
با غمهايي به سنگيني يك كوه بر شانه هاي نحيفمان
به آساني مرا از من ربودي
درون كوره غم آزمودي
دلت آخر به سرگردانيم سوخت
نگاهم را به زيبايي گشودي
پ.ن ۱: عوضيهاي آشغال مثل سگ با مردم رفتار ميكنن .حالم به هم مي خوره از هرچي زن بسيجي آشغاله