می خوام تجربه های مهم سال هشتاد و پنجم رو اینجا براتون بنویسم .امسال از خیلی جنبه هایه سال متفاوت بود برام .سال دوست داشتنی بود .همین که متفاوت بود خودش کلیه برای من .یکنواخت نبود انی وی .و حالا ،خانومها آقایان توجه شما را به شدت به بند هایی از تجارب ارزشمندم جلب می نمایم :
۱-سال یاد گرفته ام وقتی یه دوست رو دیگه نمی تونی به خیلی از دلایل تحمل کنی میتونی راحت بندازیش تو سطل آشغال ذهنت .وقتی دوست حتی به درد یه درد دل و یه نفس راحت کشیدن در کنارش نمی خوره چرا آدم خودش رو عذاب بده.دوستی که از حداقل حیز انتفاع خارجه راحت میندازمش دور.بد نیست یه کمی هم به فکر خودم باشم .تا کی بگم یه وقت ناراحت نشه!خوب بشه به جهنم .چرا اون یه بار نگفت :بزار دوستم رو رنجیده خاطر نکنم.
۲-سال برای اولین بار تو زندگیم خیلی جدی به قضیه وجود یک خدا به همان معنا که در ادیان و مذاهب اشاره شده شک کردم .هنوزم مشکوکم.هنوزم روزی نیست که از خودم نپرسم آیا روزی می رسه که خداپرستان به همه عمر احمقانه پرستیدن یک موجود خیالی افسوس بخورند؟هر روز دلم برای خودم و همه کسانی که فکر می کنند کسی آن دورها هوایشان را دارد می سوزد. خیلی وقت است که کسی هوای من را ندارد .حتی در دوردستها.
۳-مسال سال کاری خوبی بود برام .یاد گرفتم میشه با یه کم جنبیدن شرایط رو بهتر کرد .مایه اش که مالی نبود ولی اعتبارش بدک نبود.
پ.ن ۱ :شما تجربه هاتون رو نمی نویسید ؟ جون مادرتون !
بسمه تعالی
باسلام
احتراماً، بدین وسیله مراتب تشکر و قدر دانی خود را از زحمتکشان روزنامه ی وزین ایران به خاطر اختصاص بیش از ۲۳ صفحه از ویژه نامه نوروز ۸۶ به معرفی شخصیت برجسته ی فرهنگی دنیا و رییس جمهور فرهیخته کشور ،دکتر محمود احمدی نژاد اعلام می دارم . پر کردن ۲۳ صفحه از یک ویژه نامه آن هم در این قطع و با استفاده از موضوعی که علی الاصول نصف صفحه هم نمی توان در مورد آن نوشت کاریست که از عهده ی هر کسی بر نمی آید .به ویژه آنکه همکاران این روزنامه ی وزین روی جلد ویژه نامه را نیز به عکس این عزیز ، در حالی که مراتب احترام خود را با تکان دادن دست به خوانندگان اعلام می دارد ،مزین فر موده اند.همچنین از اینکه در این ویژه نامه سلسله مراتب سیاسی کاملاً رعایت گردیده و پیش از همه در صفحه ی اول با چاپ عکسی از مقام معظم رهبری از خجالت ایشان در آمده اید از شما متشکرم.البته شایان ذکر است که تعجب این بنده ی حقیر از این است که شما در اکثر مقالات نگارش شده به خوبی توانسته اید تدابیر و اندیشه های سیاسی دکتر احمدی نژاد رابه خوبی صحه گذاری کنید و موجبات اشاعه ی فرهنگ احمدی نژادی را فراهم آورید از جمله این مقالات می توان به موارد ذیل اشاره کرد :
۱- پایان افسانه ی تعلیق(در مذمت تعلیق )
۲- موسیقی لاتین با ریتم ایرانی(پیام ها و دستاوردهای سفر رییس جمهور به آمریکای مرکزی)
۳-اکنون همه ایران دیده می شود(در باره ی سفر های استانی رییس جمهور)
۴-جنگ بزرگ بدون شلیک(بررسی ابعاد مختلف عملیات روانی آمریکا)
۵- محبوب عرب(در باره سید حسن نصرالله ،به همراه عکس بزرگی از ایشان)
۶-سال ناکامی صلح بانان(مروری بر پرونده ی سازمان ملل متحد در سال ۸۵)
۷- نوبت واژه ها(شعری برای سید حسن نصرالله)
باری،من حیث المجموع نزدیک به نود درصد مطالب این ویژه نامه به مطالبی اختصاص دارد که به هیچ وجه شائبه ی جناحی بودن را به ذهن متبادر نمی نماید و چه خوب که اصلاً به فکر آن بدبخت مادر مرده ای که پول داده تا حد اقل در ایام فراغت نوروز دو کلمه حرف حساب بیاموزد نبوده اید.چه خوبتر که شما از نظرات نویسندگان و نظریه پردازان بنام کشور در گردآوری این ویژه نامه بهره نبرده اید چرا که به شدت بیم تشتت آرا می رفت ،ذهن این مردم خنگ هم که کشش این همه تحلیل را ندارد.وجود برخی تحلیل های خانمان بر انداز و زیبا و نغز خود برای اینکه ملت تمام نوروز را به حلاجی آنها برای خود بپردازد کفایت می کند که ذیلاً به چند مورد از این تحلیلها اشاره می گردد :
۱- الهام ،سخنگوی دولت: خانم من خیلی عاطفی است ،ولی به عنوان مظهر خشونت معرفی شد .ایشان دو کتاب درباره حضرت زهرا نوشته اند که واقعاً یادم هست تمام یادداشتها با اشک نوشته می شد.این نوشته ها با دل ارتباط داشت.
۲-یک بار دیگر آمریکا کشف می شود آن هم توسط کریستف کلمبی ایرانی(اشاره به سفر رییس جمهور به آمریکای لاتین)
۳-معاون اجرایی رییس جمهور: تصمیم در باره مکانی که تاکنون آن را ندیده ایم نمی تواند تصمیم خوبی باشد (اشاره به سفر های استانی)
۴-رییس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری: قفل سیاست خارجی ما زنگ زده بود(اشاره به اینکه ما بازش کردیم)
۵-فرشید فرجی، بازداشت شده در ابو غریب: در ابو غریب به من هم ابو غریب می گفتند(اشاره به غریب بودن )
۶-برای سید حسن نصرالله :تمامی لحظات جز لحظه ی ولادت تو سایه هایی هستند بر پلیدیهای زمان (اشاره به مقدس بودن ایشان حتی بالاتر از ائمه)
۷- تاکید بر جمله ی :هدف وسیله را توجیه نمی کند ، در دو مقاله ی جداگانه.
در پایان به خاطر اینکه سر و ته ویژه نامه را هم بیاوری شاید ده دقیقه بیشتر مطلب برای خواندن نداشته باشد مراتب قدر دانی بنده ی حقیر را پذیرا باشید چرا که از یک ماه قبل عزا گرفته بودم چطوری به این همه ویژ ه نامه برسم من.
و من الله التوفیق
خواهر کوچکتر شما :مهتاب مفخم
پ.ن ۱ : این مطلب اریک سهیل اینا جالب است بخوانید حتماً
پ.ن ۲:یه پیشنهاد دارم می گم خوبه که بیایم تو بلاگمون راجع به حد اقل چهار تا تجربه ارزشمند سال هشتاد و شیشمون بنویسیم ،خوبه ؟بده؟دیره؟سرتون شلوغه؟بنویس دیگه .خوبه ها!
پ.ن ۳ :فقط خدا می داند چرا تصمیم گرفتن شهرام جزایری را دستگیر کنند
هی! نگفتی دلم برات تنگ میشه این همه وقت؟
گفته بودم تو هم واسه من رفیق نمیشی.
دیگه اگه سایتای ecard هم فیلتر شده باشه واقعاً خاک بر سر ما و این مملکت باد
وقتی داشت برای همیشه از اینجا می رفت دستم رو محکم فشرد و گفت :
هوای خودت رو داشته باش .یا نه ! گفت حواست به خودت باشه .یا شایدم گفت :مواظب خودت باش
توی راه همش داشتم فکر می کردم چقدر وقته دیگه حواسم به خودم نیست ،مواظب خودم نیستم هوای خودم رو ندارم. زندگی روی هوا .زندگی نمی کنم، من ادای زندگی و زنده بودن رو در میارم. این زندگی جهنمیه پر از دلهره و ترس و ابهام به چه دردی می خوره.بچه ها من خیلی وقته که مردم .مرده ای که آرزوی مرگ داره هم نوبره نه؟مرگ شیرین ترین رویای منه .کاشکی یه روز وقتی از خواب بیدارمی شم همه زندگی و ماجراهای دنیا مثل یه خواب تموم بشه.
بیا بازم بلند شو بخند با یاد دیگران و به یاد رنجهاشون گریه کن
از لاک خودت بیا بیرون همینی که هست قبول کن زندگیه تو همینه
قبول کن واقعیت همینه تا کی فرار از واقعیتها ؟
تا کی تو توهم غرق شدن ؟ قبول کن که تغییر شرایط کار خودته ، بهتر کردن اوضاع فقط از خودت بر میاد
بپذیر که خیلی چیزا رو نمیشه عوض کرد ،خیلی چیزهایی که سالهاست فقط فکر می کنی که میشه
عوضشون کرد و همونجوری موندن که بودن
پ.ن ۱: به نظر شما جلوی اوسگولی رو از هر جا بگیری تازه است؟
پ.ن ۲ :یه دوست بعضی وقتاچه بد میتونه جلوی ملت ضایت کنه .بعدشم دیگه گفتن و به روی طرف آوردن بهش نمی ارزه.چرا بعضیها معرفت و مرام حالیشون نمیشه؟جون به جونشونم کنی می خوان واسه تو هم که همیشه باهاش رو راست بودی مثل بقیه بازی در بیارن.آخ که چقدر دلم می سوزه واسه رفاقت خرج هیچ چی کردن!!!!
پ.ن.۳ :امروز مثل همون ظرف بلوری که صبح از رو میزم افتاد و هزار تیکه شد ، جلوی چشام و تو ذهنم شکستی و هزار تیکه شدی.احمق چرا انقدر خودت رو ضایه می کنی .چرا اینجوری هستی ؟ کی حاضره حتی رو یه دوست این تریپی حساب کنه .چه برسه به یه عشق .چرا اینجوری بی مبالات و قاطی واسه چیزایی که ارزشش رو نداره خودت رو خراب می کنی.داری برای همیشه محو می شی از توی ذهنم .یه زمانی می گفتم اگه خیلی چیزا تو رابطه ما ممنوع باشه دوست داشتن تو ،تو ذهن و قلبم که دیگه ممنوع نیست.اما دیگه داری محو میشی .ستاره خیلی هم که کم رنگ بشه دیگه گم میشه و می میره واسه آدم .دوست داشتم یه ستاره پر نور می موندی برام ولی نذاشتی .دلم میسوزه .دلم واسه دلم می سوزه.
پ.ن ۴ :تا حالا دیدی آدمایی رو که یه دقیقه قبل هر زری که خواستن زدن بهت ،بعد یه دقیقه بعدش انگار نه انگار .بابا تو اگه می تونی خیار باشی خیلی ها نمی تونن.مراعات شخصیت خودت رو نمی کنی فکر ماباش لااقل داداش .غرورمون رو از سر راه نیوردیم که!
۲-شعری که این روزها یک عدد نوه ۳ ساله ی خانواده ی ما به منظور خود شیرینی در محافل از آن بهره می برد:
همه میدونن که عاشقی کار دله گناه منه
تصقیر دله عشق تو دیوونه ام کرده بی آشیهونه ام کرده ........
بابا خوش تیپ !
نه!
بابا احساس خوش تیپی
نمی دونم هنوز که فکر می کنم مرددم ، شایدم خوش تیپ بود واقعاً
تف به ذات هرچی سانسورچیه بی شرفه ؟
یکی یه دونه از این آنتی پروکسی ها به من معرفی کنه.آنتی پروکسی بر وزن آنتی ویروس.بلاگ خیلیها رو نمی تونم ببینم .حالا چه کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درود بر همه دیوانه های شرور و کله خراب و خل و چل دنیا
بزن بریم بی خیال دنیا
پ.ن ۱ :از بلاگ پرگلک درباره دستگیری فعالان جنبش زنان بخوانید
دلم مثل سگ گرفته ،تا حالا شده شیرینی تو دهنتون به تلخیه زهر مار باشه
من الان اینجوریم همینجوری الکیه الکی ، نییدونم چرا؟
- بازم این بهار و عید لعنتی داره میاد،نمی دونی چقدر وقتی حال و هوای آخرای اسفند به مشامم می خوره افسرده می شم .خودمم نمی دونم چرا؟ مدتهاست که همینه حال و اوضاعه روزای بهاری من.داغونم می کنه . امسال که دیگه نگو .حال و حوصله هیچ چیه عید رو ندارم .همیشه از خریدای این موقع بدم اومده امسال دیگه اصلاً و ابداً نه حوصله دارم واسه خودم چیزی بخرم نه واسه کسی.فقط چند تا کارت تبریک ساده و همین، اونم واسه اینکه عادت دارم ملت و خوشحال کنم اونقدر که از هدیه دادن خوشحال میشم از گرفتنش خوشحال نمی شم .
- چرا این راننده تاکسیا اینجوری وحشیانه رانندگی میکنن؟یعنی هر لحظه انگار داره میگیره به ماشین بغلی ، یا همچین گذاشته پشت ماشین جلویی که الانه که بزنه سپر مپر و داغون کنه.ولی اینا همش انگاره .تا حالا ندیدم با این همه بد روندنشون بگیرن به کسی یا چیزی.پس کارشون درسته .پس ای ول به هرچی راننده وحشیه.
- امروز امتحان فوق دادم .فقط واسه اینکه به قول خودمونی پایه ام قوی شه.ساعت 3 شروع شد من ساعت 4 زدم بیرون .فقط زبانش و زدم و به سئوالا یه نگا انداختم. دیگه از بس ملت گفتن خوب فوقت چی شد و من هر سال گفتم سال دیگه حتماً قبولم ملت میگن زرشک.تقصیر خودمه ،نمی خونم. دیر نمیشه که میشه؟همیشه واسه درس خوندن وقت هست بذار یه کم سابقه کاری و علمی پیدا کنیم یه چی تو چنتمون باشه.
- با اینکه باهاش خیلی مشکل داشتم، رئیسم و می گم حالا که داره واسه همیشه از این مملکت میره ناراحتم .اون روز رفتم که بخاطر هدیه اش ازش تشکر کنم با اینکه خیلی وقته که از منابع موثق شنیده بودم رفتنیه وقتی بهم گفت دارم میرم اشکم جلوی خودش در اومد . آدم اگه میره اون ور آب اینجوری با پشتوانه بره خوبه .شوهر دومش اونجا دم و دستگاهی داره واسه خودش. انی وی هنوز نمی دونم چرا از رفتنش ناراحتم من که این اواخر به خونشم تشنه بودم.از اون زنهای اوسگول و پر مدعا .عوضش رئیس جدیدم یه خانوم دکتر ما ه ماه .فعلاً که دور ریاست واحد ما افتاده به خانوما .تا باد چنین باد که بیفته دست مونث جماعت اونم از نوع خوبش.
- چرا دوستای پرشین بلاگی رو انقدر فیلتر کردن؟چه خبره؟ سهیل و نویسنده معمولی دیگه چرا؟یادم نمیاد سیاسی نوشته باشن این بچه ها.
دوستت دارم برگزیده ی واژه های عاشقانه ی من است
ای یار
دوستت داشتم با تردید و دلهره در مرز دوست داشتن و نداشتن یک عقل مردد
با احساسی برهنه بر لبه تیغ فردای نا معلوم دوست داشتن قدم می زدم
حواست هست چه مجهول و وهم آلود بود عشقت؟
آن روزها را می دانم زیاد یادت نیست و نفهمیدی ذهنی را که به یادت بود و نبود بس که دوست داشت باشی و نباشی
آن روزها تو هنوز الفبای شیدایی مرا هجا نکرده بودی
حتی وقتی که شیدا شده بودی به خیالت و من نمی دانم همامیزی بود یا شیدایی
حتی آن روز هم ندانستی فرق آغوش آرام بخش من را با خیالت که در کوچه پس کوچه های ذهنم سرگردان بود همچون کودکی که راه گم کرده باشد در هجوم نا آشنایان راه بلد ره گم کرده
عشق تو از کجا آمد نمی دانم آمد اما ومن هنوز دوستت دارم را برگزیده ترین وازه عاشقانه می دانم
دوستت داشتم ،دارم اما نمی دانم خواهم داشت یا نه؟
می بینی هنوز در آیند ه ام تردید موج می زند یار من!
اگر نبودی ستاره ی شبهای تاریک پس از اینم گهگاهی روزهایم را با طلوعی روشن می کنی؟؟؟؟؟؟
پ . ن 1:بعضی آهنگ ها رو انقدر دوست دارم که نمی خوام خیلی بهشون گوش بدم . بارها شده یه آهنگی رو خیلی دوست داشتم ولی بعد از یه مدت از بس گوش دادم دیگه برام عادی شده.
پ .ن 2: آیا ما آدما تو گذر ناکامیهمامون ذوب می شیم یا ساخته می شیم .این که بسازی و کنار بیای اسمش چیه؟زندگی کردن با سختی و اضطراب و دلهره و خودت و به کوچه علی چپ زدن آخرش چی میشه؟
پ.ن ۳:این پست حمید رضا علاقه بند را هم بخوانیدبی ربط نیست به عشقولانه ها.ما عشق اینجوری رو هم تجربه کردیم .شاید اینجوری را تجربه کردیم که حالا دلمان نمی آید آنجوریش را بیالاییم.